السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
894
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
زمين از نور اويند ، و بهشت و جهنّم از نور اويند . و معجزههاى پيامبران از نور اوست و هكذا . پس « آى » جمع آيه به معنى معجزهها مىباشد ، و رسل با سكون سين و در غير نظم « رسُل » با ضم سين ، جمع رسول است ، و كرام جمع كريم و « بها » متعلّق ب « أتى » است و ضمير به « آى » برمىگردد . و « انّما » براى حصر است و مراد از « نوره » معجزههاى اوست و « نور » ناميده شده است چون به آن هدايت مىشوند . و حمل آن بر نور محمّدى كه اصل همهى آفريدههاست ، صحيح است آنگونه كه بعضى از شرحكنندگان براى آن حمل كردهاند و « من » براى ابتدا و « با » براى الصاق است . گفته نشود : چگونه معجزههايى كه رسولان گرامى براى امّتهاى خود آوردند مىتواند از نور ايشان صلى الله عليه و آله و سلم باشد ، در حالى كه وجود آنان از ايشان پيشى دارد ؟ چون ما گوييم : او صلى الله عليه و آله و سلم از جهت نور محمدى بر تمام پيامبران پيشى دارد . گفتهاش : « فإنّه شمس فضل . . . » اين بيت تعليل براى بيت قبلى است و معنى بر پايهى تشبيه يعنى : او در فضل چون خورشيد است . و گفتهاش : « آنان ستارگان اويند . » يعنى رسولان ، ستارگان خورشيد مىباشند ، و معنى آن بر پايهى تشبيه يعنى مانند ستارگانش . و وجه تشبيه در آن دو چنين است : خورشيد جرمى ذاتاً نورانى است و ستارگان جرمهايى هستند كه ذاتاً غير نورانى مىباشند ليكن صيقل داده شده و پذيراى نور هستند ، پس اگر خورشيد زير زمين قرار گيرد ، نورش از اطراف آن مىتابد و خواستار بالا رفتن است ، چون نور خواستار مركز بلندى است ، پس با جرمهاى ستارگان صيقلى روبرويش برخورد مىكند و در آن نقش مىبندد ، پس در تاريكىها پرتو مىافشانند و پرتوهاى خورشيد را در خود براى مردم مىنماياند بدون اين كه چيزى از نور خورشيد كاسته شود . پس نور او صلى الله عليه و آله و سلم بذات او است و نور ديگر پيامبران از نور او امتداد يافته بدون اين كه چيزى از نور او كاسته شود . پس آن نور را در كُفر كه شبيه تاريكى است ، مىنمايانند از اين رو نويسنده گويد : نورهاى آن را در تاريكىها براى مردم نمايان مىكنند و همانگونه كه اگر خورشيد نمايان شود اثرى از ستارگان نمىماند ، به همين گونه شريعت او صلى الله عليه و آله و سلم هنگامى كه آشكار شد